قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3521
تاريخ الفي ( فارسى )
ميدان باغى عظيم مطرّح ساخته كه يكى را ارم مىگفتند و ديگرى را فردوس . و هرگاه كه ميل شكار مىفرمود از اطراف و جوانب شكار را رانده به آن ميدان جمع مىكردند . بعد از آن سلطان غياث الدّين بر قصر آن باغ مىآمد و مجالس مىآراست و از سپاهيان و امرا فوجفوج مىآمدند . و باقى احوال اين پادشاه بر اين قياس بايد نمود . اگر شروع در تفاصيل احوال او كرده شود سخن از انتظام تاريخ مىافتد ، و اگر كسى را ميل اطّلاع بر تفاصيل حالات او باشد به تاريخ سلاطين غور بايد رجوع نمايد . القصّه چون شهاب الدّين خبر يافت كه برادرش ، غياث الدّين ، در هرات فوت شد ، از طوس طبل رحيل كوفته عنان عزيمت به صوب مرو منعطف داشت و غرضش آن بود كه به محمّد خرنگ « 1 » كه حاكم مرو بود از قبل او و عمده اركان دولت غوريه بود - چنانچه سابقا شمّهاى از احوال او مذكور شد - رسيده ، در باب مهمات ملكى صلاحى ديده شود . اتّفاقا چون دولت روى به هبوط داشت ، در اثناى راه خبر قتل محمّد خرنگ از دست فوج خوارزمشاه به او رسيد . شهاب الدّين از شنيدن خبر فوت [ 186 الف ] محمّد خرنگ زياده از خبر فوت برادرش ، غياث الدّين ، متأثر گشت ، چنانچه آثار عجز و انكسار بر صفحات روزگار ظاهر گرديد . و كيفيت احوال محمّد خرنگ [ را ] چنين آوردهاند كه وى لشكرى بسيار جمع آورده هميشه از مرو به نسا و ابيورد تاخت مىآورد ، و از هراس او مردم آن نواحى قرار نداشتند و حكّام آن طرف مثل تاج الدّين خلج و غير آن ، همه از ترس او در مقام اطاعت و انقياد شده اكثر پسران خود را به خدمت او فرستاده از شرّ او ايمن شده بودند ، تا آنكه در اين وقت خوارزمشاه چون به خوارزم رفت فوجى از سپاه خود را بر سر مرويان فرستاد . و چون اين خبر به محمّد خرنگ رسيد او نيز لشكر بسيار جمع آورده از مرو بيرون رفت . سپاه خوارزم از راه بيابان كه بسيار راه نزديك است خود را به مرو رسانيده خبر شدند كه محمّد خرنگ با لشكر بسيار به دفع ايشان بيرون آمده . القصّه در حدود مرو هردو طايفه بههم رسيدند و نايرهء قتال و جدال اشتعال يافت . خوارزميان غالب آمدند . و باوجود آنكه سپاه محمّد خرنگ اضعاف مضاعف سپاه خوارزم بودند كار به جايى رسيد كه محمّد خرنگ طاقت مقاومت نياورده روى از معركه بتافت . خوارزميان تعاقب او نموده خلقى بسيار به قتل رسانيدند و غنايم بىشمار از اسب و سلاح و خيمه و خرگاه به دست آوردند . محمّد خرنگ خود را به مرو رسانيد . دروازهها بسته ، در مقام محافظت شهر و بارو درآمد . امّا خوارزميان بىفاصله از عقب او رسيده بىتوقّف جمعى خود
--> ( 1 ) . متن : محمد چرمك . رجوع شود به صفحهء 3506 كتاب .